
بابت دموکراسی متشکریم
سنای آمریکا سپتامبر گذشته به اتفاق آرا (یعنی بدون مخالفت حتا یکی از سناتورهای آن زمان اقلیت دموکرات) بزرگ ترین بودجه ی پنتاگون در تاریخ را تصویب کرد.
رقم کل این بودجه 445 میلیارد دلاراست. 70 میلیارد دلار صرف عملیات نظامی در عراق می شود (به عنوان بخشی از هزینه ی 110 میلیارد دلاری پیش بینی شده در عراق برای سال جاری) و به این ترتیب کل هزینه های نظامی آمریکا در عراق افغانستان و پایگاه های آمریکایی سراسر جهان از یازده سپتامبر به این سو به بیش از نیم تریلیون دلار یعنی 507 میلیارد دلار خواهد رسید؛ یعنی 379 میلیارد دلار در عراق و97 میلیارد دلاردر افغانستان. +
شرکت هالیبرتن، شرکتی که معاون رئیس جمهور آمریکا آقای دیک چینی از 1995 تا انتخاب به این سمت ریاست آن را بر عهده داشت، تا این لحظه اتهامات گسترده ی فعالیت غیرقانونی و تلف کردن پول را در پروژه های پیمانکاری عظیم اش در عراق را، که از لجستیک نظامی تا راه اندازی سرویس نفت در جنوب را شامل می شود، شدیدا تکذیب کرده. علی رغم این شرکت سابق معاون رئیس جمهور تابستان گذشته رشدی 51% در سود خود اعلام کرد. این در حالی ست که نماینده ی کنگره ی ایالات متحده از کالیفرنیا هنری وکسمن مدعی ست شرکت هالیبرتن در قراردادهای پیمانکاری با دولت آمریکا حداقل معادل 1.1 میلیارد دلار هزینه سازی کرده است. +
شرکت نویستار تولید کننده ی ماشین ها و اتومبیل های نظامی: به راحتی می توان ادعا کرد نفس وجود این کمپانی و ادامه ی حیات اش وابسته به توزیع منابع عمومی از طریق ارتش ایالات متحده است؛ وب سایت این شرکت توضیح می دهد که این شرکت در سال 1902 از تولید ماشی آلات کشاوری به تولید خودروهای نظامی برای ارتش روی آورد که در جنگ اول جهانی استفاده شد. جنگ جهانی دوم برای این شرکت فروشنده ی خودرو، نفربر، و ماشین های حمل اسلحه موقعیت تجاری مناسب تری فراهم آورد. به همین خاطر و به افتخارتکرار حضور خودروهای نویستار دوشادوش سربازان در جنگ های کره و ویتنام، این خودرو ها بایستی از زمره ی همان میهن پرستانی باشند که پرزیدنت بوش مخاطب نطق های میهن پرستانه ی خود می داند. این شرکت از جمله اخیرا برنده ی یک قرارداد برای تولید ماشین های نظامی به ارزش 467 میلیون دلار گردیده. طی این قرارداد فرماندهی تانکی و زرهی ارتش آمریکا به این کمپانی سفارش فراهم کردن تعداد 2871 دستگاه وسیله ی نقلیه عمومی و خصوصی تا سال 2008 جهت استفاده ی ارتش ملی افغانستان را می دهد. هم چنین قرارداد اخیر دیگری به این شرکت سفارش ساختن تعدادی نفربر زرهی برای وزارت دفاع اسرائیل می دهد. +
سکتورهای مختلف "اقتصاد آزاد"، با حضور و در تمام لایه های اقتصاد جنگ از نفت تا تجهیزات نظامی، صنعتی ماشین آلات و هر چه بتوان تصوراش را کرد، بخش اعظم نیم تریلیون دلار پیش گفته را از آن خود می کنند. و طبیعتا از سوی دیگر به اتکای هزینه کردن رقم های عظیم سرمایه بخشی از نیروی کار جامعه را، که به لطف و محبت "روند جهانی سازی" در کشورهای متعدد دنیای توسعه یافته و در حال توسعه هستند، وابسته به جنگ و امپراتوری سازی ایالات متحده می سازد. به عنوان نمونه درآمد نظامی برای صنایعی از قبیل تایر سازی از زمان قبل از جنگ تا به حال تقریبا چهار برابر شده. یا بسیاری شرکت ها به اتکای اقتصاد جنگ ظرفیت تولید خود را افزایش داده اند و تبعا به سادگی حاضر به دست برداشتن از سود ناشی از این اقتصاد نخواهند بود. یک نمونه کوچک شرکت آون رابر خواهد بود که با توسعه ی خط تولید ظرفیت تولید ماسک ضد گاز خود را بعد از جنگ به200 هزاردر سال رسانده.
جنگ عراق، اولین جنگ نومحافظه کار، نخستین جنگ جهان است که به جای جنگیده شدن پیمانکاری می شود ـــــجنگی نه بر مبنای فداکاری شهروندان بلکه بر مبنای رابطه ی تجاری و داد و ستد میان دولت و کورپوریشن های ریز و درشت. یعنی پروسه ای که در انتهایش صدها میلیارد دلار سرمایه ی متعلق به جامعه به مالکیت خصوصی، به کورپوریشن های رنگ و وارنگ منتقل می گردد.
در طول تاریخ آمریکا، هزینه کردن سرمایه ی متعلق به جامعه در جنگ های خارجی شیوه ی مورد علاقه ی حداقل بخشی از سرمایه داری برای احیا، دگرگون کردن، یا تغییر جهت دادن اقتصاد جهانی بر اساس سرمایه ی آمریکایی بوده است. اساسا اوج گرفتن کاپیتالیسم آمریکایی به عنوان یک قدرت جهانی را هزینه نمودن گسترده ی سرمایه ی جامعه ی آمریکا، از جنگ جهانی دوم و کره و ویتنام تا جنگ اول خلیج، توسط دولت این کشور تسهیل کرد.
سنای آمریکا سپتامبر گذشته به اتفاق آرا (یعنی بدون مخالفت حتا یکی از سناتورهای آن زمان اقلیت دموکرات) بزرگ ترین بودجه ی پنتاگون در تاریخ را تصویب کرد.
رقم کل این بودجه 445 میلیارد دلاراست. 70 میلیارد دلار صرف عملیات نظامی در عراق می شود (به عنوان بخشی از هزینه ی 110 میلیارد دلاری پیش بینی شده در عراق برای سال جاری) و به این ترتیب کل هزینه های نظامی آمریکا در عراق افغانستان و پایگاه های آمریکایی سراسر جهان از یازده سپتامبر به این سو به بیش از نیم تریلیون دلار یعنی 507 میلیارد دلار خواهد رسید؛ یعنی 379 میلیارد دلار در عراق و97 میلیارد دلاردر افغانستان. +
شرکت هالیبرتن، شرکتی که معاون رئیس جمهور آمریکا آقای دیک چینی از 1995 تا انتخاب به این سمت ریاست آن را بر عهده داشت، تا این لحظه اتهامات گسترده ی فعالیت غیرقانونی و تلف کردن پول را در پروژه های پیمانکاری عظیم اش در عراق را، که از لجستیک نظامی تا راه اندازی سرویس نفت در جنوب را شامل می شود، شدیدا تکذیب کرده. علی رغم این شرکت سابق معاون رئیس جمهور تابستان گذشته رشدی 51% در سود خود اعلام کرد. این در حالی ست که نماینده ی کنگره ی ایالات متحده از کالیفرنیا هنری وکسمن مدعی ست شرکت هالیبرتن در قراردادهای پیمانکاری با دولت آمریکا حداقل معادل 1.1 میلیارد دلار هزینه سازی کرده است. +
شرکت نویستار تولید کننده ی ماشین ها و اتومبیل های نظامی: به راحتی می توان ادعا کرد نفس وجود این کمپانی و ادامه ی حیات اش وابسته به توزیع منابع عمومی از طریق ارتش ایالات متحده است؛ وب سایت این شرکت توضیح می دهد که این شرکت در سال 1902 از تولید ماشی آلات کشاوری به تولید خودروهای نظامی برای ارتش روی آورد که در جنگ اول جهانی استفاده شد. جنگ جهانی دوم برای این شرکت فروشنده ی خودرو، نفربر، و ماشین های حمل اسلحه موقعیت تجاری مناسب تری فراهم آورد. به همین خاطر و به افتخارتکرار حضور خودروهای نویستار دوشادوش سربازان در جنگ های کره و ویتنام، این خودرو ها بایستی از زمره ی همان میهن پرستانی باشند که پرزیدنت بوش مخاطب نطق های میهن پرستانه ی خود می داند. این شرکت از جمله اخیرا برنده ی یک قرارداد برای تولید ماشین های نظامی به ارزش 467 میلیون دلار گردیده. طی این قرارداد فرماندهی تانکی و زرهی ارتش آمریکا به این کمپانی سفارش فراهم کردن تعداد 2871 دستگاه وسیله ی نقلیه عمومی و خصوصی تا سال 2008 جهت استفاده ی ارتش ملی افغانستان را می دهد. هم چنین قرارداد اخیر دیگری به این شرکت سفارش ساختن تعدادی نفربر زرهی برای وزارت دفاع اسرائیل می دهد. +
سکتورهای مختلف "اقتصاد آزاد"، با حضور و در تمام لایه های اقتصاد جنگ از نفت تا تجهیزات نظامی، صنعتی ماشین آلات و هر چه بتوان تصوراش را کرد، بخش اعظم نیم تریلیون دلار پیش گفته را از آن خود می کنند. و طبیعتا از سوی دیگر به اتکای هزینه کردن رقم های عظیم سرمایه بخشی از نیروی کار جامعه را، که به لطف و محبت "روند جهانی سازی" در کشورهای متعدد دنیای توسعه یافته و در حال توسعه هستند، وابسته به جنگ و امپراتوری سازی ایالات متحده می سازد. به عنوان نمونه درآمد نظامی برای صنایعی از قبیل تایر سازی از زمان قبل از جنگ تا به حال تقریبا چهار برابر شده. یا بسیاری شرکت ها به اتکای اقتصاد جنگ ظرفیت تولید خود را افزایش داده اند و تبعا به سادگی حاضر به دست برداشتن از سود ناشی از این اقتصاد نخواهند بود. یک نمونه کوچک شرکت آون رابر خواهد بود که با توسعه ی خط تولید ظرفیت تولید ماسک ضد گاز خود را بعد از جنگ به200 هزاردر سال رسانده.
جنگ عراق، اولین جنگ نومحافظه کار، نخستین جنگ جهان است که به جای جنگیده شدن پیمانکاری می شود ـــــجنگی نه بر مبنای فداکاری شهروندان بلکه بر مبنای رابطه ی تجاری و داد و ستد میان دولت و کورپوریشن های ریز و درشت. یعنی پروسه ای که در انتهایش صدها میلیارد دلار سرمایه ی متعلق به جامعه به مالکیت خصوصی، به کورپوریشن های رنگ و وارنگ منتقل می گردد.
در طول تاریخ آمریکا، هزینه کردن سرمایه ی متعلق به جامعه در جنگ های خارجی شیوه ی مورد علاقه ی حداقل بخشی از سرمایه داری برای احیا، دگرگون کردن، یا تغییر جهت دادن اقتصاد جهانی بر اساس سرمایه ی آمریکایی بوده است. اساسا اوج گرفتن کاپیتالیسم آمریکایی به عنوان یک قدرت جهانی را هزینه نمودن گسترده ی سرمایه ی جامعه ی آمریکا، از جنگ جهانی دوم و کره و ویتنام تا جنگ اول خلیج، توسط دولت این کشور تسهیل کرد.
